X
تبلیغات
معلم خلاق دزفولی

معلم خلاق دزفولی
 
خلاقیت ، نوآوری ، ابتکار

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1392 توسط محمد رضا جاهد
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

به نام خدا

آزمون کتاب فارسی دوره ی ضمن خدمت پایه سوم مقطع ابتدایی

نام نام خانوادگی:                                 کدپرسنلی:                                 دوره :   چهارم             تاریخ:  28 /7/1392

1-درکتاب فارسی خوانداری به دانش آموزان  بگوییم که جا های خالی  را با خط خوش بنویسند  .

الف ) نادرست                 ب)درست

2- در متن زیر چند غلط املایی وجود دارد.

ناگهان معلم از جای بر خواست وگفت :خیلی آلی بود .تا اینجا نظرات شما جالب بود بگزارید گروه عمل هم نظرات خودشان را بیان کنند .

الف)دوغلط                                ب)سه غلط                           ج)چهار غلط                                د)پنج غلط        

3-اولین جزء در آموزش  بندنویسی در فارسی می تواند ................... باشد

الف)شبکه معنایی بند              ب)ساختار جمله ای بند                  ج)  منسجم بودن بند               د)اولین جمله بند

4-چرادرپایه های پایین ترازغلط نویسی در املا باید خود داری کرد؟

الف)چون کلمه غلط را برای همیشه به حافظه می سپارد             ب)چون دیگر نمی تواند کلمه ی صحیح را یاد بگیرد ج)چون پاک کردن تصویر نادرست از ذهن دانش آموز زمان بر و دشوار است                                                           د)همه موارد

 

5-تدریس هردرس فارسی پایه سوم ..............

الف)هفته ای یک درس                                          ب)ده روزی یک درس                  

 ج) ده جلسه ای یک درس                                     د) دوهفته ای یک درس

 

6- میزان حجم املا کلاس سوم حدود ........ خط می باشد.

الف) 12خط کتابی       ب)یک صفحه از درس        ج) یک بند           د)نصف درس

 

 

 

الف) پشت برگ یک تکلیف خوشه ای طراحی کن و 15 زیر شاخه برای آن بکش.(موضوع آزاد)

 

 

 

 

ب)از بین کلمات داده شده حداقل 6مورد را مشخص نمایید وبا آن کلمات یک بند منسجم بنویسید.

( نظم- کوشش- درس  وسایل آموزشی لباس تدریس-  بز هواپیما -  ضمن خدمت -  وجدان کاری -  دانش آموزان اخلاق  )

 

 

 

 

 

موفق وپیروز باشید

 

 

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} table.MsoTableGrid {mso-style-name:"Table Grid"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-priority:59; mso-style-unhide:no; border:solid black 1.0pt; mso-border-themecolor:text1; mso-border-alt:solid black .5pt; mso-border-themecolor:text1; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-border-insideh:.5pt solid black; mso-border-insideh-themecolor:text1; mso-border-insidev:.5pt solid black; mso-border-insidev-themecolor:text1; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}


برچسب‌ها: آزمون ضمن خدمت فارسی سوم
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم مهر 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم تیر 1392 توسط محمد رضا جاهد

با سلام خدمت همکاران فرهنگی و همچنین دانش آموزان عزیز پایه سوم دبستان 

در ذیل فایل های PDF ویراست نهایی کتاب های درسی خوانداری و نوشتاری پایه

سوم دبستان به همراه راهنمای آنها جهت دانلود رایگان اضافه شده است  و امید 

است که از آن ها استفاده بهینه حاصل شود. 

فارسي نوشتاري سوم ويراست نهايي ....کلیک کنید

ويراست پاياني فارسي سوم خوانداري.... کلیک کنید

*****

راهنمای معلم 1.... کلیک کنید

راهنمای معلم 2.... کلیک کنید



برچسب‌ها: فارسي نوشتاري سوم ويراست نهايي, کلیک کنید ويراست پاياني فارسي سوم خوانداري, کلیک کنید, راهنمای معلم 1, کلیک کنید راهنمای معلم 2
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 توسط محمد رضا جاهد

6ـ بازی با عدد هشت

از دوست خود بخواهيد که هشت بار عدد 8 را طوري کنار هم قرار دهد که حاصل جمع آن مساوی با عدد 1000 شود.

راز : 1000=888+88+8+8+8

7ـ تاريخ تولد

می خواهم با استفاده از سال تولد شما، نوعی بازی با اعداد را به نمايش بگذارم. در واقع با انجام چند عمل رياضی بر روی سال تولد شما کاری می کنم که هميشه و برای همه افراد، نتيجه به دست آمده برابر با عدد 4 باشد.

·         ابتدا تاريخ تولد خود را برعکس کنيد ( برای مثال اگر تاريخ تولد شما 1334باشد، برعکس آن مساوی است با 4331 ).

·         عدد کوچکتر را از عدد بزرگتر کم کنيد: ( 2997=1334-4331 )

·         عدد 5 را از حاصل کم کنيد: ( 2992=5-2997 )

·         اعداد حاصل را با هم جمع کنيد: ( 22=2+9+9+2 )

·         باز هم اعداد حاصل را با هم جمع کنيد: ( 4=2+2 )

همانگونه که در بالا اشاره شد جواب، هميشه عدد 4 است.


8ـ انرژی ذهن

با نگاه نافذ خود ساعت مچی تماشاگران را در کف دست خودشان از حرکت باز نگاه داريد بطوری که عقربه ثانيه شمار حرکت نکند! حتی می توانيد يک چوب کبريت را در کف دست تماشاچی به حرکت واداريد!!!

راز: يک آهن ربای قوی و بزرگ به اندازه يک قوطی کبريت را در زير آستين پيراهن يا کت خود ( درست در محل بستن ساعت مچی ) به وسيله کش محکم ببنديد. در هنگام اجرا، آن دست تماشاچی را که حامل ساعت مچی است در دست خود بگيريد و در ميدان مغناطيسی ايجاد شده توسط آهن ربا قرار دهيد تا ثانيه شمار از کار بيفتد.

 

برای به حرکت در آوردن چوب کبريت نيز از قبل يک سوزن نازک را با ظرافت در وسط چوب کبريت پنهان کنيد. اين امر باعث می شود که چوب کبريت در کف دست تماشاچی به حرکت در آيد. نحوه قرار دادن دست تماشاچی در تصاوير به وضوح مشاهده می شود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 توسط محمد رضا جاهد

4ـ دست و آتش

توجه ـ اين بازی فقط مخصوص سيگاری هاست و کودکان نبايد به هيچ عنوان اين بازی را اجرا نمايند.

زمانی که دوستان شما در يک اتاق دور هم جمع هستند وارد اتاق شده و بلافاصله آتش سيگار يکی از آنها را با دو انگشت خود برداريد و خاموش کنيد .

راز : دور از چشم اطرافيان، دو انگشت شست و سبابه خود را بر روی يک تکه يخ بچسبانيد تا انگشتان حالت بی حسی بخود بگيرند؛ سپس انگشتان خــود را با دستمال خشک کرده و بلافاصله به ميان جمع بياييد. پيش از آنکه بی حسی انگشتانتان از بين برود آتش سيگار يکی از دوستان را با همان دو انگشت از سيگار جـــدا ساخته و آتش را در بين انگشتان خــود خاموش و پودر نماييد . اگر اين نمايش را با تمرينات کافی و به موقع انجام دهيد، هم به انگشتانتان آسيبی نمی رسد و هم موجب تعجب و تشويق قـرار خواهيد گرفت.


5ـ تله پاتی با سکه

چند نفر از دوستان خود را دور يک ميز بنشانيد و چهار سکه هم شکل را در چهار گوشه يک کلاه قرار دهيد .

سپس به يکي از حضار بگوييد که در غياب شما يکي از سکه ها را برداشته و تاريخ آنرا به خاطر بسپارد. سپس به دست ساير دوستان بدهد تا آنها نيز تاريخ سکه را تماشا کنند و در کلاه بگذارند. پس از چند لحظه سکه مورد نظر را حدس می زنيد.

راز : با پشت دست سکه ها را لمس کرده و هرکدام را که گرمتر بود به عنوان سکه انتخابی معرفی کنيد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 توسط محمد رضا جاهد

مطلب مهمـی که بايد به خاطــر بسپاريد اين است که موفقيت يک بازی شعبــده و يا تردستی بستگی به نحـوه ارائه آن دارد. غالباً ساده ترين شعبده ها را می توان به لطف ارائه ای مناسب به گونه ای جلوه داد که در حـد يک معجزه خودنمايی کند. پس بايد ياد بگيريد که هر بازی را به نحوی مطلوب و پر کشش ارائه دهيد. اگر شما مطالب را خوب درک کنيد و خوب به اجــرا بگذاريـد، شايــد روزی در زمره شعبـده بازان ماهـر در آييـد و در جمـع دوستانتان بدرخشيـد. يادتان باشد، بهتـرين بازی های دنيا اگر با ضعف و ندانم کاری انجـام شوند به بدترين آنها تبديل خـواهند شد. پس به نکات زير توجـه کرده و نسبت به آنها دقت کامل داشته باشيد:

 

1. به حد کافی تمرين کنيد تا بتوانيد به راحتی و سادگی قادر به انجام بازی باشيد.

2. در هـر محفل، بيش از يک بار بازی را انجـام ندهيـد تا با کنجکاوی تماشاچيان رازتان فاش فاش نگردد.

3 . برای آن که حضار را شگفت زده کرده باشيد، از ياد دادن بازی امتناع ورزيد.

4. هنگام نمايش، اعتماد به نفس داشته باشيد که برگ برنده هر شعبده بازهمين است.

5. حرف بزنيد . . . ! يعنی بايد به موازات انجام هـر شعبده، با دقت کافی صحبت کنيد تا تأثير مطلوب بر روی ذهن بيننده ايجاد شود. برای اين کار، می بايســــت جملاتی که به کار می گيريد به حد کافی جالب و سرگرم کننده باشند.

پيروز باشيد !

محمد رضا جاهد

1ـ پرنده در قفس

يک چوب گرد و باريک را انتخاب کرده و يک تکه مقوا ( کارت ويزيت ) به سر آن بچسبانيد. سپس در يک طرف مقوا عکس يک قفس و در طرف ديگر آن تصوير يک پرنده را بکشيد. حالا مطابق شکل، چوب را در کف دو دست خود بسرعت بچرخانيد. به نظر می رسد که پرنده در داخل قفس قرار گرفته است.

2ـ توپ فلزی

روی هر يک از دو انگشت سبابه خود يک انگشتانه فلزی بگذاريد. سپس دو انگشت را در يک امتداد و روبروی هم قرار داده، آنها را از فاصله 30 سانتی متری به چشمان خود نزديک کنيد.در فاصله ای معين، يک جسم فلزی بين دو انگشت خود در هوا مشاهده خواهيد کرد که شبيه به يک توپ فلزی است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم بهمن 1391 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم بهمن 1391 توسط محمد رضا جاهد






















نوشته شده در تاريخ یکشنبه هشتم بهمن 1391 توسط محمد رضا جاهد


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد
خلاقیت در هنر
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد


ارگونومی چیست؟

ارگونومی در انتهای جنگ جهانی دوم پا به عرصه وجود گذاشت. این علم به واسطه تجزیه و آنالیز كردن ابزارآلات نظامی و جنگی در جنگ و موفقیت ها و نقایصش پایه گذاری شد. در انتها دانشمندان با توجه به نیازهای نوع بشر و در جهت قابل محاسبه و بررسی كردن روند طراحی (design process) در ماشین ها، وسایل و قطعات و ... از این علم استفاده بسیار كردند.

ارگونومی در انتهای جنگ جهانی دوم پا به عرصه وجود گذاشت. این علم به واسطه تجزیه و آنالیز كردن ابزارآلات نظامی و جنگی در جنگ و موفقیت ها و نقایصش پایه گذاری شد. در انتها دانشمندان با توجه به نیازهای نوع بشر و در جهت قابل محاسبه و بررسی كردن روند طراحی (design process) در ماشین ها، وسایل و قطعات و ... از این علم استفاده بسیار كردند.
ارگونومی به واسطه بشر توسعه یافت وهم اكنون در علوم مختلف جهت استاندارد كردن ابزار و اشیا و قطعات ساخته دست بشر و در نهایت در مبلمان و استاندارد های فضاهای داخلی معماری بسیار كاربرد دارد. 

ارگونومیست های حرفه ای به پهنه وسیعی از مسائل و عوامل تاثیرگذار بر چگونگی ساخت و كاربرد قطعه، مبلمان یا هر وسیله ای كه بخواهند به صورت تكنولوژیك طراحی كنند، دقت می كنند. این نگاه دقیق سبب رشد تكنولوژی در عرصه های مختلف صنعتی و تولید انبوه و ... می شود.

صفت های فیزیكی مثل اندازه، وزن، حجم، ارتفاع، استحكام، سرعت و توانایی های حسی مانند گرمایش راحت، حركت، ارتعاش، ایستایی و باربری و... تجزیه و تحلیل می شوند. این عمل در جهت بهتر كردن كارایی و بیشتر ساختن استحكام و كاستن از نقایص انجام می شود.
این اصول با كمك علومی كه شامل مبحث اندازه گیری بدن انسان، علم فرآیند های زیستی (بیونیك)، مهندسی، فیزیك محیطی، سیستم های بدن، فیزیولوژی، روان شناسی كاربردی و روان شناسی اجتماعی هستند، استخراج شده اند.

آسیب های حاصل از كار و فعالیت های محل كار كه شامل بالا بردن، حمل كردن، كشیدن، هل دادن و خم كردن هستند، با كمك گرفتن از ارگونومی بسیار روان تر و بهتر انجام می شوند.

ارگونومیست ها جهت بهتر كردن زندگی انسان تلاش می كنند با بالا بردن امنیت و افزودن عملكرد به واسطه فراهم آوردن راه حل هایی جهت كارگاه ها، ابزارها، وسایل و لباس های كار و... كیفیت زندگی را افزایش دهند. برنامه های ارگونومی به مدیریت كردن موقعیت های پرخطر و فراهم آوردن آموزش كاربرد از وسایل و تجزیه و تحلیل كردن اطلاعات و ایجاد قوانین جدید جهت اندازه ها و... كمك می كنند. این علم در سه شاخه توسعه یافته است، ارگونومی فیزیكی، ارگونومی دانشی و ارگونومی سازماندهی كه هر كدام از این سه شاخه به نوعی در كار طراحان معمار نقش ایفا می كند. در این راستا طراحان داخلی با استفاده از این علم هر لحظه گامی جهت بهینه سازی مبلمان، دكوراسیون و اجزای مورد استفاده انسان در زندگی بر می دارند. جالب است كه این تغییر و تحولات در محصولات كارخانه ها از هر نوع وسیله ای- از اتومبیل تا ساعت رو میزی منزل و...- با این اصول هر روزه بهتر و منطبق تر با عملكرد انسان می شوند.

كاربرد و استفاده یكسان، استفاده انعطاف پذیر ، راحت و قابل حس شدن، اطلاعات قابل درك و قابل تحمل در اشتباه، تلاش فیزیكی كم و اندازه و فضا برای نزدیك شدن و استفاده كردن.
طراحان این اصول را به طرق مختلف و متنوع به كار می گیرند و با استفاده از آنها در جهت ارتقای كیفیت زندگی بشر تلاش می كنند.

 [ویرایش]

 

ارگونومی چیست 

واژه ارگونومی (Ergonomics) آمیزه ای از دو واژه ارگو Ergo (به معنای کار) و نوموس Nomos (به معنای قانون) است. هدف اصلی ارگونومی طرّاحی است. طرّاحی بصورتی که کار با انسان حدّاکثر تطابق را داشته باشد و در صورت عدم امکان آن، انسان با کار تطبیق پیدا کند. نتایج بکارگیری اصول ارگونومی در محیط های کاری: پیشگیری از اختلالات اسکلتی-عضلانی در بین شاغلین (مانند کمردرد، سندرم تونل کارپال یا درد شدید در مچ دست و ناحیه گردن، درد ناحیه زانو یا آرنج و ...) کمک به پیشگیری از حوادث شغلی افزایش میزان رضایت مندی کارکنان افزایش رفاه و آسایش کارکنان کمک به افزایش بهره وری در کار کمک به افزایش تولید

ارگونومی در کار با کامپیوتر [ویرایش]

تولیدکنندگان تجهیزات و وسایل رایانه سعی می کنند تا محصولات را مطابق با اصول ارگونومی طراحی و تولید کنند. رعایت اصول ارگونومی سبب کاهش ضایعات چشم، سردرد، کمر درد و فشار در نواحی مچ دست، شانه و گردن در اپراتورهای کامپیوتر خواهد شد. از آنجایی که بیشتر کاربران کامپیوتر در محیط های سربسته و فضاهای کوچک کار می کنند، حداقل شرایط محیط کاری مناسب برای کاربران آن را به صورت زیر می توان نام برد: وجود سیستم تهویه مطبوع نور کافی و مناسب استفاده از میز مخصوص که دارای عرض و ارتفاع استاندارد باشد. استفاده از صندلی ارگونومیک با قابلیت تنظیم ارتفاع استفاده از زیرپایی برای قرارگیری مناسب و راحت پاها استفاده از Copy holder برای خم نکردن بیش از حد کمر و گردن

با رعایت نکات فوق باز هم امکان بروز بیماریهای خاص برای اپراتور وجود دارد. از جمله کم تحرکی هنگام کار با کامپیوتر، چشم دوختن طولانی مدت به صفحه مانیتور، و انجام حرکات یکنواخت و تکراری مچ دست که ممکن است سبب بروز انواع عوارض شود. برای پیشگیری از این عوارض، رعایت نکات ساده و مهم زیر هنگام کار با کامپیوتر توصیه می شود: به تناوب از پشت میز کامپیوتر برخاسته و با نرمشهای خیلی ساده گردن، بازو، مچ دست و پاها را حرکت دهید. صفحه مانیتور را طوری تنظیم کنید تا ستون فقرات شما به صورت مستقیم قرار گرفته و چشمان شما با قسمت بالایی صفحه مانیتور در یک خط مستقیم قرار گیرند. این وضعیت برای چشمان شما راحتی بیشتری به همراه خواهد داشت. فاصله صفحه مانیتور تا چشمان شما باید بین 50 تا 60 سانتی متر باشد. هر 30 دقیقه به اشیایی که در فاصله حداقل 6 متری قرار دارند چند دقیقه چشم بدوزید ارتفاع میز کامپیوتر باید بین 66 تا 71 سانتی متر باشد. ترجیحا از یک زیر پایی استفاده نمایید و پاها را روی آن قرار دهید. این وسیله به راحت بودن وضعیت پاهای شما کمک می کند. میز کار را طوری قراردهید که روشنایی لامپ های سقف در طرفین قرار گیرد و از قرار دادن میز در محیطی که نور لامپ مستقیما در برابر شما باشد خودداری شود. در استفاده از روشنایی طبیعی نیز نباید صفحه مانیتور در برابر پنجره قرار گیرد. سطح صفحه کلید تقریبا هم ارتفاع با دسته صندلی و آرنج باشد و مچ ها بطور عادی روی صفحه کلیدها قرار گیرد، بطوری که هنگام کار ساعدها تقریبا موازی با افق قرار گرفته و زاویه بین مچ دست و ساعد 5 تا 10 درجه باشد . موقعیت موس از نظر ارتفاع و فاصله همانند صفحه کلید است. روشنایی محل کار باید مخلوطی از نور سفید و زرد بوده (ترجیحا از لامپ مهتابی استفاده شود) و شدت آن در حدود 300 لوکس باشد. برای اتاق کار دمای 19 تا 23 درجه سانتی گراد و رطوبت حدود 50 درصد مناسب است. بهتر است با باز و بسته کردن در و پنجره ها و یا تعبیه دستگاه تهویه مطبوع، هوای اتاق مرتبا عوض شود.

ویژگیهای صندلی ارگونومیک [ویرایش]

ارتفاع صندلی باید قابل تنظیم باشد. ارتفاع صندلی 41 تا 52 سانتی متر توصیه می شود. سطح نشیمنگاه صندلی باید دارای طول و عرض 40 تا 48 سانتی متر باشد. برای افراد چاق صندلی های پهن تر توصیه می شود. ضخامت تشک در حدود 4 تا 5 سانتی متر باشد و رویه آن از جنسی باشد که اصطلاحا بتواند تنفس کند و لبه جلو صندلی گرد و لبه بیرونی آن نرم باشد. پشتی صندلی با تشک آن زاویه بین 95 تا 110 درجه داشته باشد. عرض پشتی صندلی باید حداقل 32 تا 36 سانتی متر باشد. ارتفاع پشتی صندلی نیز بین 50 تا 82 سانتی متر توصیه می شود. صندلی باید در قسمت قرار گرفتن گودی کمر (ارتفاع 15 تا 20 سانتی متر از پایین) دارای یک قوس محدب و در قسمت پشت درای یک قوس مقعر باشد. صندلی های مورد استفاده در کار با رایانه بهتر است دسته دار بوده و دسته آن با ارتفاع میز کار مطابقت داشته باشد. همچنین درای 5 چرخ بوده و چرخان باشد. شیب کف صندلی 5 تا 15 درجه برای تمایل به جلو و 5 درجه تمایل به عقب را امکان پذیر سازد. ارگونومی مانیتور: Refresh rate (میزان فرکانس روشنایی) حداقل 75 هرتز باشد. شیب صفحه نمایش قابل تنظیم بوده و به میزان 10 تا 15 درجه به سمت بالا باشد. اندازه کاراکترها به طول حداقل 5 میلی متر باشد. کنتراست و نور قابل تنظیم باشد. سطح فوقانی مانیتور در سطح چشم یا کمی پایین تر از آن باشد. تا حد امکان بدون بازتابش آزاردهنده و نور خیره کننده باشد.

منابع


اهداف علم ارگونومی

ارگونومیک علم طراحی سازگار محیط و محصولات با کاربران است. لغت ارگونومیک از لغات یونانی «ارگون» به معنای «کار» و «نوموس» به معنای «قانون» گرفته شده است و اصطلاحا به معنی انطباق کار برای افراد، از طریق طراحی وظیفه و روش ها و نیز انطباق افراد با کار از طریق استفاده مناسب از چیدن روش های صحیح می باشد. باید توجه داشت که آنچه برای یک نفر مناسب است می تواند برای دیگری مناسب نباشد. بنابراین روش های مجزا باید مدنظر قرار گیرند. ارگونومیک در نظر اول ممکن است آگاهی و علم جلوگیری از صدمات و ناراحتی های پیش بینی نشده معنی شود در حالی که موضوع اصلی آن پیش از بررسی وقوع ضایعه ای، تقویت راحتی و روانی عملکرد است. فراموش نباید کرد که انسان ها دارای محدودیت هستند و برای اینکه بتوان با وجود محدویت ها فعالیت مناسبی داشت، شرایط محیط باید به گونه ای مناسب طراحی گردد.

اهداف شناخت ارگونومیک را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
1- برخورداری از تندرستی
2- تقویت توانایی های بدن
3- بالا بردن راندمان فعالیت
4- رهایی از عوارضی همچون استرس، چاقی، چشم درد، درد پشت و درد گردن و یا بیماری هایی که از صدمات کشش متمادی به وجود می آیند.
5- یافتن روش هایی برای درست انجام دادن کارهای تکراری و یا سنگین.

کلیات:
ارگونومیک بخشی از علوم انسانی را در برمی گیرد که در آن از انطباق وظایف، سیستم ها،محصولات و محیط ها با توانایی هایی فیزیکی و فکری و محدودیت های انسان ها بحث می شود. حوزه های اصلی مرتبط با ارگونومیک عبارتند از: اطلاعات، استنباط و ادراک، روش های کنترل، طراحی مکان کار و مهارت های شغلی، تحلیل وظیفه، بررسی زمان و تحرک و راحتی کاربر.

در مورد کاربرد ارگونومیک نیز می توان از معماری، مصارف خانگی، کابرد کامپیوتر، باغ داری، بهداشت ورزش، آموزش و هوش مصنوعی نام برد. ارگونومیک نقطه تمرکز انسان را مدنظر قرار می دهد و طبیعت ارگونومیکی و دانش های موجود بر پایه سازگارسازی محیط با افراد را گردهم می آورد.

این علم از اطلاعات مربوط به علوم آناتومی و فیزیولوژی برای اندازه گیری شاخصه های فیزیکی افراد و پاسخ آنها به محیط بهره می گیرد و تمرکز اصلی آن بر سلامتی و بهره وری قرار دارد. اطلاعات ارگونومیک نیز از علوم روان شناختی انسانی جمع آوری شده است. زمینه های ادراکی و روان تنی، نگهداری اطلاعات و تصمیم گیری، محرک های شخصی و پاسخ ها را مورد بررسی قرار می دهد تا از شاخصه های رفتاری و پاسخ ها آگاه شده و دریابد که چگونه این موارد بر رفتار و عادات انسانی تأثیر می گذارد. برای دست یابی به سطح مناسبی از زندگی و فعالیت، زمینه های اجتماعی و سازمانی اشخاص و گروه ها نیز به عنوان ابعاد اجتماعی ارگونومیک در نظر گرفته می شود. در این بند نیز محرک ها و رفتارهای مرتبط با نیازهای اشخاص و کار در گروه مدنظر این علم قرار می گیرد. همچنین برای اینکه بتوان معیارهایی به دست آورد و سطوح مناسب و مشخصه لازم محیطی را برای فعالیت های انسان تعیین کرد محیط فیزیکی را مورد مطالعه قرار می دهد.

طی 20 سال گذشته صدمات ارگونومیکی به عنوان شاخص بزرگی در سلامت محل کار شناخته شده است. یک دوم تمامی صدمات و بیماری های شغلی ناشی از فعالیت سنگین و یا حرکت متمادی است. مطالعات نشان می دهد که با در نظر گرفتن مسائل ارگونومیک می توان از صدمات ناشی از فعالیت و هزینه های بسیار زیاد مرتبط بر آن کاست.

روش های نظام بندی در جهت تشخیص و رفع ضایعات ارگونومیکی وجود دارد که شرکت ها چه بزرگ و چه کوچک در زمان بروز مشکل به ویژه در محل کار از آن بهره گرفته و به آن عمل می کنند. عبارت «اختلالات عضلانی اسکلتی(MSD)» به شرایطی اطلاق می شود که اعصاب، تاندون ها، عضلات و ساختارهای نگهدارنده بدن تحت تأثیر قرار گیرد و این اختلالات ناشی از فعالیت زمانی اتفاق می افتد که عدم تطابق بین ضروریات فیزیکی محیط و توانائی های فیزیکی بدن انسان وجود داشته باشد. حرکت های تکراری و کشش و رانش، بیش از 100 نوع ناراحتی در بدن ایجاد می کند و ناراحتی هایی چون پشت درد، کشش تاندون های مچ و سندم تونل کارپال تنها تعداد معدودی از صدمات رایج فعالیت در عصر مدرن است که می توان با ملاحظات مناسب ارگونومیک از آن جلوگیری کرد.

در اداراتی که از موارد و مسائل ارگونومیک تبعیت می کنند، دستورالعمل های ارگونومیکی مخصوص محل کار برای طراحی محیط کاری ارگونومیکی به کار گرفته می شوند. صندلی های ارگونومیک که کاملا قابل تنظیم باشد برای هر کارمند تهیه می شوند و جاپائی های ارگونومیک مناسب در صورت لزوم وجود خواهند داشت. از طرف دیگر نورپردازی به گونه ای است که لامپ های موجود باعث خیرگی مستقیم و یا غیرمستقیم چشم کارمندان نمی گردد. صفحه نمایش ها و نگه دارنده های اسناد بگونه ای طراحی می شوند که کارکنان خط مستقیمی برای میدان دید خود داشته باشند. موس های ارگونومیکی، کیبوردهای ارگونومیکی، لوازم اداری ارگونومیکی و کاملا قابل تنظیم، کارمندان را در خط وضعیت طبیعی قرار داده و در نتیجه صدمات کاری (عضلانی اسکلتی) ناشی از عدم لحاظ موارد ارگونومیک را از بین می برند.

مهندسی ارگونومیک، شغلی است که با بررسی تغییرات فیزیکی، اختلالات عضلانی اسکلتی را کاهش می دهد.

ارگونومیک شاخه ای از علم است که با درک اصولی از تعامل بین انسان و عناصر دیگر سیستم، روش های عملی مناسب را در فرضیه های متفاوت بررسی می کند و به عنوان مهندسی عوامل انسانی برای سلامتی و بهبود شریط انسان راه حل ارائه می دهد.

قالب کاری متمرکز بر کاربر:
ارگونومیک روشی خاص برای تفکر درباره افراد در کار یا زندگی است که افراد (کاربران) را در مرکز توجه قرار می دهد. همچنین روابط بین کاربر، فعالیت کاربر و محیط اطراف وی را مورد بررسی قرار می دهد. محیط اطراف نیز شامل ابزار مورد استفاده، ویژگی های فیزیکی محیط و مفاهیم اجتماعی است. اگر تمامی این روابط را درک کنیم آنگاه می توانیم راهی را برای بهبود سازگاری بین افراد و عناصر مختلف بیابیم. نمودار زیر به شما کمک می کند تا به این تعاملات به صورت نظام مند نگاه کنید:

در نمودار مقابل، پنج عنصر توسط حلقه هایی از یکدیگر جدا شده اند، هر حلقه یک حوزه از تعامل با کاربران را نمایش می دهد. هر حلقه می تواند یک واسط کاربر نیز محسوب شود. در ادامه این مقاله هر یک از این پنج عنصر یعنی:
1- کاربر
2- واسط کاربر- ابزار
3- واسط کاربر- فضای کاربر
4- واسط کاربر- محیط
5- واسط کاربر- سازمان
و منافع ناشی از لحاظ کردن ارگونومیک مورد بررسی قرار می گیرد.

کاربر:
برای اینکه طراحی محیط و ابزار و سایر عوامل با مرکزیت کاربر صورت بپذیرد. ابتدا می باید ویژگی های فردی و احتیاجات سایر افراد جهت لحاظ کردن موارد ارگونومیکی مشخص گردد. به عنوان مثال طراح یک ماشین نه تنها باید راننده را در نظر بگیرد بلکه باید مسافران ماشین و افرادی که ماشین را سرویس و تعمیر خواهند کرد را نیز مدنظر قرار دهد. همچنین باید توجه داشت که افراد هر گروه می توانند کاملا متفاوت باشند. این تفاوت ها را می توان از لحاظ ویژگی های فیزیکی (سایز بدن، قد) ویژگی های فیزیولوژیکی (زمان عکس العمل، حافظه، مهارت) و غیره مورد بررسی قرار داد. بدین ترتیب وقتی ابزار و محل کار طراحی یا اصلاح می گردد، تفاوت های فردی باید مورد توجه قرار گیرد.

واسط کاربر- ابزار:
این بخش شامل کلیه روابط بین کاربر و ابزاری می گردد که برای انجام یک کار استفاده می شود. چه این کار پرواز یک هواپیما باشد یا عمل ساده مسواک زدن. برای اینکه یک کار به صورتی مفید انجام شود، سه مرحله چرخه این بخش را کامل می کند. اول کاربران باید اطلاعات را از سیستم بگونه ای دریافت کنند که بتوانند آن را فهمیده و ادارک کنند. (مرحله دریافت اطلاعات) پس از فهم اطلاعات به یک تصمیم گیری مناسب دست یابند (مرحله تصمیم) و برای تکمیل چرخه، کابر باید قادر به انجام فعالیت یا عمل مناسب باشد (مرحله عملی). این فرآیند معمولا درتمامی انواع فعالیت ها رخ می دهد.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد
نوآوری استراتژیک

چکیده: نوآوری، فرایند گرفتن ایده های نو از طریق مشتریان رضایتمند است. همچنین تبدیل دانش جدید به محصول و خدمات جدید را نیز نوآوری می نامند. یکی از نتایج نوآوری ارزش آفرینی و افزایش کارایی است و بنابراین رشد تجارت را رقم خواهد زد. همین جرقه ای است که سازمان ها و افراد را به حرکت رو به جلو یا بالا سوق می دهد. اما یک سازمان چگونه و به چه روشی می تواند نوآوری را پیاده و اجراسازد، به طوری که از یک سو با اهدافش هم راستا شود و از سوی دیگر نقش آن را در میدان مسابقه نسبت به رقبایش به طور بنیادی تغییر دهد. نتایج مطالعات بر روی سازمان های موفق و متحول نشان می دهد آن ها بر "نوآوری استراتژیک" تأکید داشته اند. نوآوری استراتژیک به مفهوم رقابت در صنعت موجود به روشی کاملاً متفاوت است که ارزش های مشتری را مجدداً تعریف و ارتقا می بخشد. بر خلاف نوآوری سنتی این روش متفاوت رقابت فقط شامل نوآوری محصول نیست. چنین نوآوری ممکن است با مفهوم محصول، تولید یا بازاریابی محصولات وخدمات مربوطه مرتبط باشد. این مقاله به هستی شناسی و لزوم نوآوری استراتژیک می پردازد وبا بیان فرایندهای مختلف نوآوری استراتژیک، تشریح فرایند چهارمرحله ای تجسم استراتژی موجود، ایجاد ایده، ارزیابی ایده و اجرای استراتژی جدید و بیان عناصر ونتایج آن سعی دارد خوانندگان را در به کارگیری آن هدایت نماید.

واژگان کلیدی: نوآوری، نوآوری استراتژی، آزمودن ایده ها، مدل های تجاری، نوآوری ارزشی.

مقدمه 
افزایش مهیج رقابت جهانی همراه با تغییر جهت به اقتصاد بر مبنای دانش، تأکید مجدد برای نوآوری را ایجاد می کند. تغییرات سریع در محیط رقابتی، جهان جدید رقابت را ایجاد می کند. این اقتصاد جدید توسط آنهایی که نوآور هستند (خلاقند، دانش را ایجاد می کنند یا آن را به محصولات و خدمات و روش های جدید تبدیل می کنند) سریع تر از سایر رقبا هدایت می شود. نوآوری در راس همه چیزهایی که توسط اقدام کارآفرینانه پشتیبانی می شود قرار دارد و هدفش ایجاد ارزش از طریق کاربرد دانش می باشد. بنابراین ارزش ممتاز برای مشتری از طریق نوآوری در سازمان ها منتقل می شود.

مقاله حاضر با تأکید ویژه بر موضوع نوآوری استراتژیک، به تعریف، محتوا و فرایند و نتایج آن خواهد پرداخت.

لزوم نوآوری:
بدون نوآوری محصولات جدید، خدمات جدید و روش های جدید انجام کسب و کار اصلاً نمی توانند پدیدار شوند و بیشتر سازمان ها برای همیشه گرفتار خدمات قدیمی و روش های کهنه می شوند. از دلایل دیگر رویکرد به نوآوری می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- نوآوری یک تغییر پارادایم: نوآوری آوردن تغییر جدید در روش انجام کسب و کار در اقتصاد درحال رشد جهانی است. این اقتصاد جدید به وسیله ارتقای فراوانی نوآوری، کوتاه شدگی چرخه زندگی محصول و تکنولوژی، تجاری کردن تکنولوژی های جدید، جهانی شدن نه فقط کسب و کارهای بزرگ بلکه همچنین کسب و کارهای کوچک، ارتقای تأکید روی مشارکت و پیوستگی استراتژیک برنامه های توسعه و سختی دستیابی به تکنولوژی های حیاتی شناخته و متمایز انجام می شود.

2- نوآوری ها به منزله موتور رشد اقتصادی: سرعت وکارایی اشاعه نوآوری از طریق اقتصاد برای بهره وری و رشد اقتصادی حیاتی است. از طریق نیروهای رقابت و تقلید یک نوآوری ابتدایی ایجاد می گردد به طوری که اثر آن روی اقتصاد در بسیاری مواقع بزرگ تر از خرید آن در اولین کاربرد است.

رهبران در توسعه تکنولوژی ضرورتاً رهبران درپذیرش تکنولوژی نیستند. مهم ترین کمک اقتصادی ضرورتاً از پذیرندگان اولیه نیست بلکه از پیروان سریع است که طرح های نوآوری را که بازار بین المللی را تسخیر می کند را می پذیرند. همان طورکه "جک ولش" مدیر عامل شرکت جنرال الکتریک می گوید: "امروزه فرض عملی این است که هر کس درهرمکانی ایده بهتر دارد و جبر عملی این است که کسی را که بهترین ایده را دارد بیابیم، آن ایده را یادبگیریم و سریعا به عمل درآوریم. "
لذا تشویق ظهور شرکت های جدید یک نیروی قوی برای نوآوری در بسیاری از بخش ها است.

3- نوآوری به عنوان یک قانون:شرکت ها شبیه به هر ارگانیسم زنده باید سازمان هایی یادگیرنده شوند که تغییر می کنند و تطبیق می دهند تا محیط تجاری متغیر را تعقیب کنند. طبق نظر با بیل گیتس اگر شما مدیریت تغییر را که به آینده توجه دارد تمرین نکنید آینده به شما توجه نخواهد کرد: "دلیل گرایش شرکت های موفق به شکست درابداع تنها یک چیز است: یک تمایل. اگر شما بسیار روی تجارت موجودتان تمرکز دارید سخت است که به آینده نگاه کنید." (ودیم 2007)

فرم های متفاوت نوآوری
امروزه در حالی که تحقیقات نقشی مهم و حیاتی را به عنوان قسمتی عمده از نوآوری بازی می کنند فرم های جدید بسیاری از نوآوری پدیدار شده اند. آن ها شامل نگرش سیستم به یکپارچگی تکنولوژی ها و فرایندهای جدید با زمینه های دیگری مانند مدل های تجاری و روش های انجام کسب و کار جدید و روش ها هستند. نوآوری می تواند بر اساس معیارهای زیر متفاوت گردد: (سوین کاز 2007)
• تمرکز: تکنولوژی، سازمان، روابط خارجی
• نوع: رادیکالی یا نموی
• منابع: انتقال تکنولوژی یا توسعه مدل های و مفاهیم تجاری جدید

به کارگیری یک فرم نوآوری به تنهایی کافی نیست
مواجهه با موج جزر و مدی تغییرات جهانی -اجتماعی، تکنولوژیکی، اقتصادی- از دلایلی است که بیان می دارد شما نمی توانید در اقتصاد به سرعت درحال جهانی شدن از طریق فقط یک نوع نوآوری به طور مثال صرفا نوآوری تکنولوژیکی باقی بمانید. اگر شما می خواهید که در مقابل رقابت بی رحم جهانی مقاومت کنید نیاز دارید که به سرعت روش انجام کسب و کارتان را تغییر دهید. در اینجا به نوعی از نوآوری نیازمندید که با به کار گیری فرم های مناسب نوآوری به موسسه یا کسب و کار شما کمک کند تا هر چه سریعتر با محیط تجاری متغیر تطبیق پیدا کنید. نوآوری استراتژیک با داشتن رویکردی کل نگر و سیستماتیک همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید.

هنر نوآوری استراتژیک آن است که با خلق استراتژی های رشد، طبقات جدید محصول، خدمات و مدل های گوناگون تجاری مسابقه را تغییر می دهد و ارزش های جدیدی را برای مشتریان و بنگاه ایجاد می نماید.

نوآوری استراتژیک
برای تعریف نوآوری استراتژیک ملاحظه و بیان تعاریف دیگران از آن مفید و سودمند است. 
هامل و پراهالد (1989) در مورد قصد استراتژیک چنین می نویسند: "توانا ساختن یک شرکت برای ایجاد فضای صنعتی جدید و تسهیل خلق بازارهای جدید".

مارکیدز نوآوری استراتژیک را به منزله یک روش کاملاً متفاوت رقابت در یک صنعت می داند که از طریق شکستن قوانین بازی و اندیشیدن به روش های پدیدار می شود. یک عنصر اصلی از نظر او عبارت است از: "مفهوم سازی مجدد آنچه کسب و کار در مورد آن است و اینکه کدام روش منجر به راه متفاوت بازی کردن مسابقه به طور صحیح در صنعت می شود. (2000)

کرنسکی و جنکسز در مورد استفاده از خلاقیت و نوآوری برای شکستن قوانین به منظور کسب مزیت های رقابتی صحبت می کنند.

تاچمن (1997) تشریح می کند که توانایی اداره کردن جریان های از هم گسیخته به همان اندازه جریان های همگرا و نموی نوآوری منجر به بازارهای جدید و باز نویسی قوانین صنعت می گردد.

هامل (1998) بیان می دارد که نوآوری استراتژیک ظرفیتی برای تصور مجدد مدل موجود صنعت است به روشی که ارزش های جدیدی را برای مشتریان ایجاد می کند و ثروت و دارایی جدیدی را برای همه ذی نفعان از طریق اختراع یک محصول یا خدمت تعریف مجدد فضای بازار یا طراحی مجدد مرزهای صنعت تولید می کند. او همچنین این نکته را متذکر می شود که مزیت رقابتی کلیدی از نوآوری در مدل تجاری ناشی می شود. هدف نوآوری مدل تجاری این است که یک گوناگونی استراتژیکی بزرگ تری را در بازار و محیط رقابتی ایجاد کند. (2001)

چریتو و مارکیدز(2004) نوآوری استراتژیک را چنین تعریف می کنند: "نوآوری در مدل تجاری که منجر به یک روش جدید بازی کردن مسابقه می شود و نوآوران استراتژیک به منزله شرکت های حمله کننده که مدل های تجاری متفاوت را به کار می گیرند می باشند."

مطابق نظر گاوین دارجن و تریمبل نوآوری استراتژیک انحراف خلاق از اقدمات قدیمی در حداقل یکی از سه حوزه زیر است: طراحی معماری زنجیره ارزش، مفهوم سازی مجدد منتقل شده به مشتری یا تعریف مشتریان بالقوه.

نتایج نوآوری استراتژیک
با ملاحظه تعاریف بالا نتایج زیر از نوآوری استراتژیک می تواند بیان گردد. نوآوری استراتژیک منجر می شود به:
• مدل های تجاری جدید (شامل معماری زنجیره ارزش جدید)
• بازارهای جدید(از طریق ایجاد بازارهای جدید یا شکل دهی مجدد بازارهای موجود)
• ارزش افزوده برای هم مشتریان و هم شرکت
• یا ترکیبی ا زهر سه.

ترسیمی خلاصه از آنچه در بالا گفته شد عبارت است از اینکه نوآوری استراتژیک تعریف خواهد شد به عنوان

• یک چارچوب از ابعاد به هم وابسته محتوا، مفهوم و فرایند 
• تسهیل کننده کاربرد خلاقیت و نوآوری برای مدیریت استراتژیک 
• به منظور مقدور ساختن تمایز استراتژیک و مزیت رقابتی 
• از طریق تعریف مجدد مدل تجاری طراحی مجدد مرزهای بازار ایجاد بازا رهای جدید و بهبود ارزش برای مشتریان و خود شرکت.

فرایند نوآوری استراتژیک
مطابق نظر دی ویت و مایر (2004) فرایند های استراتژی می توانند روی سه موضوع جداگانه زیر هم پوشانی داشته باشند:
- تفکر استراتژیک: تمرکز آن روی استراتژیست است و در مورد اینکه چگونه مدیران باید تفکرشان را برای دستیابی به فرایند منطقی و موفق استراتژیک سازماندهی نمایند سئوال می کند. 
- فرم دادن استراتژی: تمرکز آن روی استراتژی و در مورد اینکه چگونه مدیران باید فعالیت های تعیین استراتژی را برای دستیابی به فرایند فرم دهی استراتژی موفق شکل دهند سئوال می نماید. 
- تغییر استراتژیک: تمرکز آن روی سازماندهی کردن است و در مورد اینکه برای دستیابی به فرایند نوسازی (تجدید) استراتژیک چگونه باید تغییر سازماندهی شود سئوال می کند.

هامل (1998) همچنین یک فرایند سه مرحله ای مشابه را برای ایجاد استراتژی پیشنهاد می کند شامل کشف، تفسیر، آزمایش.

هانسن و بریکیشو (2007) فرایند به هم پیوسته شامل سه مرحله 1- ایجاد ایده 2- تبدیل 3- پخش را که زنجیره ارزش نوآوری تعبیر کرده اند ایجاد نمودند.

لویت (2002) بحث می کند که بین خلاقیت و نوآوری تفاوت وجود دارد. در حالی که خلاق بودن و ایجاد ایده های بسیار آسان به نظر می رسد نواور بودن و اجرای این ایده های و به انجام رساندن آن ها در یک مسیر منظم بسیار سخت است.

کیم و امبرگن (2005) پیشنهاد می دهند که به جای آماده کردن حجم انبوهی از مستندات که با اعداد و ارقام پر شده اند فرایندی را برای تصور کردن نتیجه و ارتقا بحث بسازیم.

کریستنسن نیز با بیان این که ایجاد استراتژی را از تعریف و مسیردهی بصری نیروهای محرک در محیط رقابتی شروع کنیم به طرفداری از کیم و امبرگن می پردازد.

در یان مقاله فرایند زیر برای نوآوری استراتژیک پیشنهاد و دنبال می گردد:
• تجسم و توصیف استراتژی موجود
• ایجاد ایده های جدید
• ارزیابی و آزمون این ایده های جدید
• انتخاب و اجرای ایده جدید

با ملاحظه این مورد که خلاقیت نوآوری نیست و اینکه مذاکره هم گرا و واگرا برای هر هدف بسیار خاص که روی آن تمرکز شود مورد نیاز هستند پیشنهاد می شود که چهار مرحله به دو مرحله زیر تقسیم شود:
1- مرحله کاوش و اکتشاف: تمرکز این مرحله روی گسترده کردن فضای انتخاب است و شامل گام های (1) تجسم و تصور (2) ایجاد می باشد. 
2- مرحله اجرا: تمرکز آن روی محدود کردن فضای اختیار است و شامل دو گام (3) ارزیابی (4) اجرا است.

فرایند پیشنهادی بالا می تواند هم برای سطح تفکر استراتژیک و هم سطح فرم دادن استراتژی همانطور که توسط دی ویت و مایر تعریف و قبلا تشریح شد به کار برده شود. چهار مرحله با جزئیات بیشتر در ادامه بیان می شوند.

1- تجسم کردن و تشریح استراتژی موجود
هدف از این مرحله این است که مدل های ذهنی موجود هم از نظر افرادی که در فرموله کردن استراتژی درگیر می شوند و هم از نظر مدیریت سطوح عالی و شرکت تعیین و تعریف شوند. پیتر سنگه بیان می کند که یادگیری می تواند تنها زمانی رخ دهد که ما از مدل های ذهنی خودمان آگاه باشیم و توانا باشیم که آن ها را تشریح کنیم و در مورد آنها بحث کنیم که این امر تنها زمانی امکان پذیر است که شرکت کننده ها یک تصویر مشترک داشته باشند. همچنین این مرحله در تعریف فرضیات صنعت مبانی ایجاد شده رقابت و فرصت هایی برای نوآوری استراتژیک کمک کننده خواهدبود.

کیم و امبرگن (2005) این مرحله را جنبش (بیداری) بصری می نامند و بیان می کنند این مرحله سه هدف اصلی زیر را دنبال خواهد کرد:
1- رفع تفاوت های عقاید و نظرات در مورد مرحله موجود بازی را میسر می سازد. 
2- به عنوان یک ساعت بیدارباش است که نیاز برای تغییر ایجاد نمونه قوی تر نسبت به هردلیلی را نشان می دهد
3- درک مشترک از استراتژی و موقعیت کنونی شرکت و آنچه مدیریت عالی به عنوان فاکتورهای رقابتی ملاحظه می کند را تسهیل می کند.

تجسم و تشریح استراتژی موجود و به کارگیری آن ها در موارد ناآشنا و جدید افراد را به این موارد آشنا ساخته و درک مشترکی از تجهیزات و موضوعات جدید ابعاد محتوایی در برگیرنده و استراتژی شرکت ایجاد می کند و بنابراین یک زبان مشترک برای بحث پیرامون استراتژی می سازد، عنصری که استیل و منکینز (2005) به عنوان مهم ترین فاکتورهای موفقیت مدیریت استراتژیک ملاحظه می کنند. نمایش بصری موقعیت موجود، همچنین کمک می کند تا به جای پیش بینی فرضیات پیرامون آن ها مباحثه صورت گیرد.

اگرچه بیشتر نویسندگان در زمینه نوآوری استراتژیک اولین مرحله تحلیلی صنعت یا تجزیه و تحلیل swot را به دلایلی نظیر سنتی بودن ابزارهای یا آگاهی از محدودیت های آن ها مختومه اعلام کرده اندولی می تواند برای ایجاد بصیرت بیشتر در مورد فاکتورهای موثر بر رقابت یا چگونگی درک تفاوت ارائه شده به مشتریان و یا اینکه آنها برای ساختن یک تصمیم روی کدم معیار متکی باشند به کار گرفته شود.

بسته به تعداد افرادی که در اولین مرحله درگیر می شوند مدیران می توانند دو ورژن گرافیکی طراحی کنند یا آن ها می توانند به تیم های متفاوت در طول کارگاه عملی تقسیم شوند و نتایج سپس با نشان دادن تفاوت ها در مدل های ذهنی متداول مقایسه شوند.

این دانش می تواند به وسیله پرس و جو از مشتریان عرضه کنندگان متخصصان صنعت یا حتی رقبا به وسیله سوالاتی از این دست: که آن ها چه چیزی را به عنوان هنجارهای صنعت فاکتورهای کلیدی رقابت ملاحظه می کنند و اینکه آن ها چگونه باید سطح بازیگران را رتبه کنندی کنند ارتقا داده شود.

2- ایجاد ایده ها 
"تخیل بسیار مهم تر از دانش است" انیشتین
هدف از مرحله دوم این است که تا حد امکان گزینه های خلاق و جدید بیشتر ایجادشوند بر اساس نظر سادن "برای یافتن تعدادکمی ایده که کار می کنند شما نیاز دارید زیاد تلاش کنید." اینجا سئوالی ظهور می کند که چگونه این امر می تواند امکان پذیر شود؟

ایجاد ایده های بسیار گسترده و عظیم شامل طیفی از نگرش های سنتی طوفان فکری یا تفکر جانبی و خلاق تا روش های بسیار نوآور همانند تکنیک TRIZ - یک فرایند سیستماتیک برای نوآوری محصول می شود.

هرچند مدیران و یا مسئولین توسعه و ایجاد استراتژی تشویق می شوند که با این تکنیک ها آشنا شوند ولی از آن جهت که ارائه کامل می تواند به طور واضحی خارج از دامنه این مطالعه باشد.

ایده هایی برای نوآوری استراتژیک می توانند از انواع منابع داخلی و خارجی ناشی شوند. 
لیندر داونپورت (2003) به طور مثال پنج کانال خارجی منبع نوآوری را به شرح زیر بر می شمارد:
• خرید نوآوری روی بازار از طریق پژوهش های حمایت شده. 
• سرمایه گذاری روی نوآوران از طریق سرمایه گذاری مخاطره آمیز یا مشارکت مساوی و منصفانه. 
• هم منبعی با رقبا درون یا سراسر بخش های نوآوری یا از طریق سرمایه گذاری مشترک. 
• منابع یابی از انجمن ها و جوامع کاربران خبره 
• منبع یابی ابزارهای جدید نوآور و استعدادهای مورد تقاضا.

مطابق با نامبزن و ساونی (2007) منابع خارجی می توانند از خرید ایده های نپخته تا ایده های آماده بازار و محصولات آماده بازار باشند. درحالی که ایده های خام به نظر می رسند که گران تر باشند سرعت آن ها پایین و ریسک بالا یی دارند. به عبارت دیگر ریسک هنگام خرید محصولات آماده ارائه به بازار بسیار پایین است در حالی که سرعت و همچنین هزینه آن ها بالاست. آن ها همچنین پیشنهاد می کنند که منبع یابی بیرونی هنگامی که سبد دارایی نوآوری درونی ضعیف است بسیار مفید است.

والپرت (2002) نیز تأکید می کند شرکت ها باید نوآوری را یک عنصر طبیعی تجارت بدانند و نوآوری ها را از طریق مداخله گری ها و وا سطه گری های مستقل مبادله و تسریع نمایند.

هانسن و بریکیشو (2007) بحث می کنند که تشریک مساعی اغلب به عنوان یک منبع ایجاد ایده های چشم پوشی می شود. آن ها بین: 1) ایجاد ایده داخلی یعنی گروه ها و واحدهای تجاری وظیفه ای درونی 2) تشریک مساعی یعنی ترکیب بینش ها و دانش از قسمتهای مختلف شرکت های مشابه و 3) منابع خارجی یعنی بیرون شرکت و همچنین بیرون صنعت تمایز قایل می شوند.

کیم و امبرگن (2005) چهار مانع را برای اجرا بیان کرده اند: ادارک (آگاه کردن و بیدار کردن کارکنان که به نیاز برای استراتژی نیاز دارند)، منابع محدود، کارکنان بدون انگیزه و سیاست ها.

"براگ" لیست گسترده تری از موانع اجرا را بیان کرده است: منابع انسانی، سیاست های داخلی و خارجی، مشتریان، تولیدکنندگان، ناتوانی در حمایت از ایده جدید، رقبا، عرضه کنندگان، قوانین و عرف.

"مارکیدز" به موانع فرهنگی و ساختاری سیاست های درونی ترس از نابودی، شایستگی های موجود، رضایت به وضع حال و فقدان انگیزه برای رها کردن موقعیت موجود اشاره می کند.

کاپلان و نورتون و مارکیدز بر اهمیت ارتباطات در اجرای استراتژی تأکید می کنند. اگر افراد مجبورند یک استراتژی را اجرا کنند آن ها باید بدانند استراتژی چیست و چگونه برای اجرای آن باید مشارکت داشته باشند. آن ها مجبورند آموزش داده شوند و برای آن ها استراتژی باید تشریح گردد.

مارکیدز همچنین پیشنهاد می کند یک بحران مثبت برای شبیه سازی نیاز به تغییر و رهاکردن مدل های ذهنی گذشته می توانیم ایجاد کنیم. چنین بحران مثبتی می تواند از طرق زیر ایجاد شود: 
1- ارتباطات و توضیح دادن اینکه چه چیزهایی مورد نیازند که انجام شوند و چرا؟
2- تعیین اهداف جدید و مورد تقاضا که واقعی و قابل دستیابی باشند اما چالش بر انگیز. 
3- حرکت از پذیرش عقلایی هدف به تعهد هیجانی.

آن چیزی که نوآوری استراتژیک را سخت تر می سازد لزوم نوآوری مستمر است. اجرای یک استراتژی نوآور فقط یکبار کافی نیست. موفقیت بلندمدت با اداره جریان های نوآوری حاصل می گردد.

هامل و والکانگز (2003) چهار دلیل برای نیاز به نوآوری مستمر در سطح استراتژیک را بدین شرح بیان می کنند: استراتژی ها توسط رقبا تکرار می شوند، استراتژی های خوب با استراتژی های بهتر جایگزین می شوند، آن ها در حالی که بازار اشباع می شود تحلیل می روند و استراتژی ها توسط افزایش دانش و قدرت چانه زنی مشتریان تهی و قدرتشان کاسته می شود.

عناصر کلیدی نوآوری استراتژیک
بر اساس ادبیات مطالعه نمونه های موردی و تجزیه و تحلیل داده های کمی چهار عامل که نوآوری استراتژیک در بردارد عبارتند از:

1- نوآوری ارزشی: این بعد نوآوری استراتژیک ارائه ارزش به مشتری ممتاز و به طور هم زمان به مشتری نو می باشد. ارائه ارزش به مشتری ممتاز برای دستیابی به مزیت رقابتی قابل تحمل ضروری است. ادراک مشتریان از آنچه عرضه کنندگان مجبورند ارائه نمایند یک عنصر اصلی مفهوم ارزش مشتر ی است. نوآوری ارزشی به منزله ارائه ارزش به مشتریان در حالی که جدید و ارزشمند است تعریف می گردد. نوآوری ارزشی اغلب با نوآوری استراتژیک اشتباه می شود. نوآوری ارزشی در حالی که مطمئنا یک عنصر نوآوری استراتژیک است همه آن را شامل نمی شود. ما استنتاج می کنیم که نوآوری ارزشی جزء ضروری نوآوری استراتژیک است اما کل مفاهیم آن را نمی پوشاند. نوآوری ارزشی به عنوان جزئی از نوآوری استراتژیک است که به طور ویژه ای تعریف می کند ارزشی را که نواوران استراتژیک به مشتریان منتقل می کنند را تعریف می کند.

2- ایجاد بازار جدید: نوآوری استراتژیک ایجاد بازار جدید است. نوآوران استراتژیک روی بخش هایی از بازار که مشابه رقبایشان است تمرکز نمی کنند بلکه به دنبال جذب انواع جدیدی از مشتریان هستند. به عبارت دیگر به جای پذیرش مرزهای تعریف شده بازار آن ها بازارهای خودشان راخلق می کنند. بازارهای جدید درون صنعت موجود می توانند از طریق تعریف بخش هایی از نیاز مشتری که هنوز خدمت رسانی نشده ترکیبی جدید از بخش های مشتری موجود یا تعریف مجدد بازار بخش بندی آن پدیدار می شوند. این جز نوآوری استراتژیک به شرکت کمک می کند تا از رقابت مستقیم جلوگیری نماید زیرا به طور متفاوت از رقبا بر مشتریان تمرکز می کند. به این دلیل نوآوران استراتژیک ممکن است به عنوان رقبای مستقیم توسط شرکت های موجود در بخش هایشان تشخیص داده نشوند. ترکیب نوآوری ارزشی با ایجاد بازار جدید سبب می شود نوآوران استراتژیک موانع صنعت موجود را تعریف کنند و موقعیت رقابتی منحصر به فردی را ایجاد نمایند.
 
3- نوآوری ورود به بازار: نوآوری ورود به بازار سبب می شود نوآوران استراتژیک از از روش قبلی که آنها به مشتریانشان خدمت می کردند منحرف گردند. برای مثال ظهور اینترنت فرصت ها ی زیادی را برای دستیابی به مشتریانی که روش های غیرسنتی را استفاده می کردند ایجاد کرد. بنابراین نوآوری ورود به بازار محدود به این نیست که از تکنولوژی های جدید برای دستیابی به بازارها استفاده شود بلکه می تواند شامل هرنوعی از رویکرد جدید برا بازاریابی محصولات یا خدمات یک شرکت که از اقدامات سایر رقبا متفاوت گردد باشد.
 
4- شکستن رقابت: عنصر نهایی نوآوری استراتژیک مجبور است با این حقیقت روبه رو شود که نوآوران استراتژیک متعلق به گروه های استراتژیک موجود نیستند وبدین وسیله تعادل موجود بین رقبا را آشفته می سازند. چند نظریه پرداز متذکر شده اند که یک صنعت یک مدل تجاری غالبی را خلق می کند که دستورالعمل صنعت می شود. پاراهالد و بتی مفهوم "منطق غالب" را به عنوان نقشه ذهنی یا دیدگاه جهانی یا تفهیم سازی تجارت و ابزارهای اداری مورد نیاز برای اجرای اهداف یا تصمیم گیری در آن صنعت تعریف می کنند. این مدل می تواند هم در سطح فردی وهم در سطح یک شرکت نگریسته شود. اعضای صنعت تجربیات مشابه و محیط را با هم تسهیم می کنند و همچنین مدل های ذهنی شان را با هم مشترک می سازند. این مدل ذهنی می تواند به عنوان ساختار اعتقادی که شامل عناصر و روابط کلیدی که بر یک صنعت حاکم است و مبنای هر آرزوی شرکت را شکل می دهد ملاحظه شود. گروه استراتژیک به عنوان گروهی از شرکت ها درون یک صنعت که استراتژی های مشابهی را دنبال می کنند است. با این تعاریف یک نوآور استراتژیک موقعیتی بیرون گروه استراتژیک موجود می گیرد. شکستن رقابت میزانی که نوآوران استراتژیک از ساختار موجود در صنعتشان منحرف شده اند را اندازه گیری می کند و ساختاری جدید بر اساس قوانین مسابقه اتخاذ می کند.

رویکردهای سنتی رویکرد نوآوری استراتژیک
• اتخاذ یک گرایش حال به آینده -امروز به منزله نقطه شروع با نقطه پایان در ذهن شروع می شود- فرصت های بلندمدت را تعریف می کند و سپس پلی به حال می زند.

• یک وضعیت سازنده/گیرنده قانون (پیرو / مدافع) را فرض می کند. یک وضعیت قاعده شکنی (انقلابی) را فرض می کند.

• موانع و مرزهای تجاری ایجاد شده را می پذیرد. جستجو می کند که فضای جدید رقابتی را ایجاد نماید. 
• تمرکزآن روی نوآوری نموی است. نوآوری در هم گسیخته را جستجو می کند. 
• مدل های بر نامه ریزی تجاری خطی سنتی را ادامه می دهد. نظم فرایند را با الهام خلاق ترکیب می کند. 
• داده را از منابع سنتی و مشخص جستجو می کند وحی از منابع غیر مرسوم را جستجو می کند
• نیاز مفصل و آشکار مشتری را جستجو می کند نیاز پنهان مشتری را جستجو می کند
• رضایت مشتری را جستجو می کنند لذت و شوق مشتری را جستجو می کند. 
• ممکن است یک مدل " یک سایز مناسب همه " داشته باشند ممکن است با ابزار جدید کارآفرینانه یا ساختارهای سازمانی دیگر امتحان و آزمون شود.

نتیجه گیری:
- نوآوری استراتژیک یک نگرش کل نگر سیستماتیک است که روی ایجاد نوآوری های گسسته تمرکز دارد. نوآوری زمانی استراتژیک می شود که یک فرایند تکرارپذیر عمدی داشته باشد که تفاوت مشخصی را در انتقال ارزش به مشتریان، مصرف کنندگان، شرکا و بنگاه ایجاد نماید. 
- نوآوری استراتژیک سازمان ها را به مبارزه می طلبد تا ماورای مرزهای ایجاد شده کسب و کار و مدل های ذهنی آن نگاه کنند و مسیری را که کمتر سایر رقبا و سازمان ها استفاده کرده اند به کار گیرند. 
- نوآوری استراتژیک با تعمیم و بسط محصول، تقلید مدل های تجاری و میانبرهای کارا ی فرایندها مشخص نمی شود. همچنین تنها شامل ایده های جدید از طریق طوفان فکری و جلسات خلاقیت نبوده و بر اساس اصول خطی برنامه ریزی استراتژیک که با گذشته مقایسه می کنند و آینده را پیش بینی می کنند نمی باشد. 
- نوآوری استراتژیک روی سطوح چندگانه عمل می کند. از نگرش های سنتی و غیر سنتی به استراتژی کسب و کار شروع و با ایجاد تمرین های بصیرت صنعت، بصیرت مشتری/ مصرف کننده و همسویی و یکپارچگی آن ها ایجاد استراتژی ها را پی می گیرد. برای اینکه نوآوری استراتژیک رخ دهد فعالیت ها و امکانات به عنوان اهرم هایی خواهند بود که ارزش را به مشتری منتقل می کنند. 
- در حالی که تحقیق و نوآوری جزء مهم و اصلی برای نوآوری است اگر اقدام کارآفرینانه وجود نداشته باشد هیچ خلق ارزشی صورت نمی پذیرد.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد

تاج گل

دوستان عزیز، شما می توانید این تاج گل زیبا را درست کنید و به خواهر کوچک خود بدهید تا در بازی ها بر سر خود بگذارد و از داشتن این کلاه زیبا لذت ببرد.

وسایل مورد نیاز

بشقاب کاغذی

کاغذ رنگی

مداد رنگی، ماژیک یا رنگ

روبان

قیچی

چسب

1. ابتدا بشقاب را بر می گردانید تا قسمت برآمده ی آن به سمت شما باشد و بعد آن را رنگ کنید، بهتر است از رنگ سبز استفاده کنید.

2. از لبه ی بشقاب 2.5 سانتی متر به سمت مرکز جلو آمده و از همان جا برش هایی همانند شکل بزنید. بعد لبه ها را به سمت بالا حرکت دهید.

3. بعد روی کاغذ رنگی های خود شکل گل هایی را که بلدید بکشید و به کمک قیچی آن را جدا کنید.

4. گل ها را به کمک چسب به قسمت نوک تیز مثلث بچسبانید. شما می توانید از اکلیل و یا برچسب ها هم استفاده کنید تا تاجتان زیباتر شود.

5. در آخر ربان را در قسمت پشت کلاه بچسبانید.

حالا کلاه شما آماده است و شما می توانید آن را به خواهر کوچولوی خود هدیه دهید تا بر سر خود بگذارد و لذت ببرد.

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد

شش کلاه تفکر Six thinking hats

در تکنیک شش کلاه تفکر، به منظور مدیریت اثربخش اندیشه ها، از شش کلاه با رنگ های سفید، قرمز، سیاه، زرد، سبز و آبی - که هر رنگ نشان از نوع اصول و شاخص های حاکم در هر کلاه است - تشکیل شده است.  (منظور از کلاه در این روش، برگزیدن شیوه ای خاص از حالت روحی و یا نقش اجتماعی و نوع تفکر مرتبط با آن است. به تعبیر دیگر باسرگذاشتن هر کلاه، نقش خاص و غالب آن کلاه را در فرایند حل خلاق مساله ایفا خواهیم کرد).

در ایده شش کلاه تفکر دو هدف اصلی وجود دارد. اولین هدف ساده کردن عمل تفکر است تا بدین وسیله به شخص متفکر اجازه داده شود تا به جای اینکه به مسائل مربوط به احساسات و منطق و اطلاعات و امید و خلاقیت توأماً بیندیشد، در آن واحد تنها به یک موضوع فکر کند. درواقع این بدین مفهوم است که درعوض اینکه شخص از منطق برای پشتیبانی از احساسات نیمه پنهان خود استفاده کند، می تواند احساسات خود را به راحتی و آشکارا با کلامی تحت عنوان کلاه قرمز بیان کرده، بدون اینکه بخواهد برای احساسات خود دلیل بیاورد یا توجیه کند. سپس بعد از اظهار احساس خود به صورت آشکارا، شخص می تواند با کلاه سیاه با جنبه های منطقی مساله برخورد کند.

دومین و در واقع هدف اصلی ایده شش کلاه تفکر، یک نوع تغییر در نوع تفکر است. اگر یک شخص در یک جلسه، شدیداً دیدگاه منفی داشته باشد، می توان از آن شخص درخواست کرد که کلاه سیاه را از سرش بردارد. یا ممکن است از او تقاضا شود که کلاه زرد را بر سر بگذارد که در واقع مستقیماً از او درخواست می شود که مثبت فکر کند. بدین شکل، ایده شش کلاه تفکر از یک نوع واژه یا اصطلاح استفاده کرده که با وجود این، به هیچ عنوان آزاردهنده یا توهین کننده نیست. و چیزی که بسیار مهم است این است که این اصطلاح، به شخصیت یا شأن هیچ شخصی اهانت نمی کند. به وسیله تبدیل شش کلاه تفکر به یک بازی تحت عنوان (ROLE-PLAY)، این امکان فراهم می شود تا سوال های به خصوصی درباره انواع تفکر پرسیده شود. در واقع این کلاه ها بیشتر شبیه دستورالعمل های تندنویسی هستند.

بنیان گذار نظریه کلاه های تفکر
دکتر ادوارد دی بونو (EDWARD DE BONO)، بنیانگذارنظریه تفکر جانبی است و این واژه را به صورت رسمی به واژه نامه آکسفورد اضافه کرده است. وی به خاطر ارائه روش قدرتمند شش کلاه تفکر، بسیار مشهور است که درهمین راستا، سمینارهای خلاقیت را بنیان گذاشت.

او که تاکنون بیش از 56 کتاب در این گونه مطالب به چاپ رسانده است می گوید: «سرچشمه تمامی نیروهای انسانی، تفکر است. با وجود این، هرگز نمی توانیم ادعا کنیم که در این مهارت انسانی که پرارزش ترین توانایی ماست، کامل شده ایم. هرقدر که در آن متبحر شده باشیم، بازهم باید بخواهیم که بهتر و بهتر بیندیشیم. 

کلاه سفید
سفید، رنگ خنثی و کنش پذیر است. تفکر با کلاه سفید، طریقه آسانی را ارائه می کند تا از دیگران بخواهیم واقعیت ها و ارقام را بی طرفانه مطرح کنند. فکر کردن با کلاه سفید هنگامی شکل قانونی به خود می گیرد که متفکر را تشویق کند تا در ذهن خود واقعیت ها را از تعابیر و تفاسیر و مسائل متفرقه کاملا جدا کند.

کلاه قرمز:
رنگ قرمز، احساسات و شور و هیجان و نیز خشم را بیان می کند. آنچه در بحث کلاه قرمز مطرح می شود، احساسات و دریافت ها و جنبه های غیر استدلالی است. این کلاه رسما به ما اجازه می دهد عواطف خود را از یک حس ساده اولیه گرفته تا یک جرقه بزرگ مانند الهام، بیان کنیم. با کلاه قرمز -هرگز- مجبور به قضاوت درباره احساسات یا توضیح دلایل آن نیستیم. با این کلاه شما می توانید نقش یک متفکر احساساتی را بازی کنید که به جای حرکت منطقی از یک مرحله به مرحله بعد، تنها به صورت حسی و عاطفی واکنش نشان می دهد.

کلاه سیاه
سیاه، رنگ غمگین و منفی است. باید گفت که بیشتر متفکران، چه کسانی که دوره های آموزش تفکر صحیح را گذرانده اند و چه سایرین، با کلاه سیاه بیشتر از سایر کلاه ها احساس راحتی می کنند. این مساله به سبب تأکیدی است که سازمان ها و فرهنگ ها بر مباحثه و انتقاد دارند. کسی که از کلاه سیاه استفاده می کند، به خطاها، اشتباه ها و موارد نادرست موجود در طرح تجاری و بنگاه اقتصادی اشاره می کند. به تعبیر دیگر، صاحب کلاه سیاه به ما اشاره می کند که طرح یا موضوع مورد بحث، با تجارب و یا دانش موجود جور در نمی آید. او به ما می گوید که چرا این کار ممکن نیست و درست از آب در نخواهد آمد. کلاه سیاه از اشتباه کردن، انجام کارهای ناآگاهانه و انجام کارهایی که ممکن است غیر قانونی باشد جلوگیری می کند.

کلاه زرد
زرد، رنگ مثبت و آفتابی است. ما می توانیم بر موقعیت ها، شاخص ها و تحلیل هایی که مثبت هستند تمرکز کنیم. می توانیم به دنبال محاسن و فواید و جنبه های علمی بودن یک طرح، ایده و... باشیم. ما می توانیم از کلاه زرد در فرایند حل خلاق مساله، به منظور بهبود طرح، کشف فواید و مزایای اقتصادی طرح، توسعه و ارتقا طرح، ایجاد بازارهای جدید، یافتن زمینه های پذیرش طرح، ایجاد انگیزه برای پیگیری کارها و موثر واقع شدن مساله و یا مشکل استفاده کنیم.

کلاه سبز
سبز یعنی گیاه، فراوانی نعمت و زمین حاصل خیز. کلاه سبز نشانگر ایده های نو و خلاق است. تفکر با کلاه سبز، به طور خاص متوجه نظرات نو و راهکارهای جدید برای مسائل و مشکلات است. کلاه سبز به گریز از نظرات کهنه برای یافتن نظرات نو می اندیشد.

این کلاه به اعمال تغییر و دگرگونی معتقد است و تفکر با آن، تلاشی متمرکز و آگاهانه در جهت اعمال تغییر و تحول در امور است. ویژگی های تفکر با کلاه سبز به خلاقیت مربوط می شود و کسی که از آن استفاده می کند، در واقع قصد دارد از روش های مربوط به تفکر خلاق استفاده نماید. بر این اساس جست و جوی راه ها و راه حل های متنوع دیگر در جریان حل مساله، یکی از پایه های تفکر با کلاه سبز است. متفکر با کلاه سبز حتی زمانی که مشکل خاصی نیز وجود ندارد، با روحیه خلاق خود و با دقت، به هرچیز توجه می کند تا دریابد آیا می توان باز هم راه بهتری پیدا کرد؛ بنا بر این، در کلاه سبز، حرکت، نشاط و میل به اعمال تغییر، جای قضاوت را می گیرد.

کلاه آبی
آبی، رنگ سرد مطبوعی است. هنگامی که کلاه آبی را بر سر می گذاریم، درباره یک موضوع فکر نمی کنیم، بلکه در باره نحوه تفکر درباره یک موضوع فکر می کنیم. رنگی آبی نماد نظارت کلی است. مانند آسمان که همه چیز را می پوشاند و در بر می گیرد. کلاه آبی مسئول خلاصه برداری، جمع بندی و نتیجه گیری هاست. و این کار در مراحل مختلف و یا حتی تا پایان جلسه ایده پردازی صورت می گیرد. کلاه آبی، ناظر روند تفکر و گفتگو بوده و سخت مراقب است تا قواعد یک تفکر صحیح با افق های استراتژیک به خوبی هرچه تمام تر اجرا شود. این کلاه با هدایت و قاطعیت به منازعات و مجادلات سایر کلاه ها پایان می دهد و بر تفکر به شیوه نقشه پردازی ذهنی یا تفکر با اهداف از پیش تعیین شده اصرار می ورزد. کلاه آبی نقش ناظر را بر عهده داشته و انضباط را در جلسه برقرار می کند.

کارایی شش کلاه تفکر:
ادعا نمی شود که این شش کلاه، تمام جنبه های تفکر را می پوشاند. لیکن این کلاه ها، جنبه ها و حالات اصلی تفکر را پوشش می دهند و همچنین توصیه نمی گردد که در هر لحظه از تفکراتمان، باید یکی از این کلاه ها را بر سر داشته باشیم. این کلاه های شش گانه یک نوع اطمینان و راحتی را برای یک نوع خاصی ازتفکر، چه ازخود و چه از دیگران فراهم می کند و یک سری قوانین را برای بازی تفکر ایجاد می کنند که هر شخصی که می خواهد بازی کند باید از قوانین آن با خبر باشد.

هرچه از این کلاه ها بیشتر استفاده شود، بیشتر در فرهنگ تفکر سازمان جا می افتند. هر شخص در یک سازمان باید اصطلاحات پایه ای را بیاموزد تا این اصطلاحات یک قسمت از فرهنگ شود. این شش کلاه، تمرکز افراد را بیشتر می کند و به جای اینکه افراد وقتشان را در بحث ها تلف کنند، از این روش قانون مند استفاده خواهندکرد.

در ابتدا افراد ممکن است از به کارگیری این روش احساس ناراحتی کنند. اما بعد از اینکه کارائی های این سیستم آشکار شد، این نوع احساس ناراحتی از بین خواهد رفت. اولین کاربرد کلاه ها به صورت تقاضای معمولی است، به گونه ای که طی آن از شخص مقابل خواسته می شود تا از یک کلاه استفاده کند یا کلاه سیاه خود را بردارد و کلاه دیگری بر سر گذارد. بزرگ ترین ارزش کلاه ها این است که نقشه های تفکری به وجود می آورند. شخص می تواند با ایفای یکی از نقش ها، از شرکت در این بازی احساس غرور کند. بدون قواعد و تشریفات این شش کلاه، بعضی از افراد به صورت دائم در یک طرزتفکر (به طور معمول کلاه سیاه) باقی می مانند. 

منبع: کتاب انسان آفرینش گر. مولف: مهرداد سلمانی. ناشر: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تربیت معلم. 
+ افزودن و ویرایش از سایر مطالب مرتبط

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=461&rnd=3387

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد


 

 

چگونگی داشتن فکر خلاق 

این مراحل عبارتند از :
۱٫ آماده‌سازی ذهن
۲٫ مطالعه و بررسی
۳٫ تغییر و دگرگونی
۴٫ کمون
۵٫ جرقه
۶٫ تأیید و اثبات
۷٫ اجرا

در مرحله‌ی اول، یعنی آماده‌سازی ذهن، شما می‌توانید ذهن خود را برای داشتن فکر خلاق، آماده کنید. چگونه؟ باهم مروری به برخی از روش‌های این کار می‌نماییم :


۱٫ همیشه جویای علم باشید. همه‌ی ما می‌دانیم که فرایند یادگیری، فرایندی نیست که انتها داشته باشد. خیلی خوب است که رویارویی با هر موقعیتی را فرصتی جدید برای یادگیری بدانید. سعی کنید از لحظه لحظه‌های زندگیتان چیزهای بیش‌تری بیاموزید .


۲٫ زیاد بخوانید، همه چیز بخوانید. خیلی از خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها در اصل نتیجه‌ی ترکیب مفاهیم علوم مختلفند. یعنی دانسته‌های شما از علوم مختلف دست به دست هم می‌دهند و ایده‌های جدید، خلق می‌کنند.

شما هم می‌توانید به خواندن کتاب‌ها، مجله‌ها و مقاله‌هایی با موضوع‌های مختلف، زمینه‌های خلاقیت را در خود به‌وجود آورید .


۳٫ مطالبی را که می‌خوانید دسته‌بندی کنید. به‌هم ریختگی ذهنی یکی از مشکل‌های رایجی است که هنگام بروز ایده‌های جدید به‌وجود می‌آیند. بعضی وقت‌ها ممکن است یک چیزهایی یادتان بیاید، ولی ندانید که آن‌ها را کی خوانده‌اید و موضوعشان چه بوده است. این چیزها نمی‌توانند کمک چندانی به خلاقیت شما بکنند. با دسته‌بندی مطالعات خود، این مشکل را حل کنید .


۴٫ زمانی را هم برای تبادل نظر با دیگران بگذارید. گاهی وقت‌ها در جمع دوستان هستید و باهم صحبت می‌کنید. بعد یکی از دوستان یک چیزی می‌گوید که باعث می‌شود به فکر فرو بروید یا یاد چیزی بیفتید. این مسأله بسیار خوب است. ممکن است راهی به سمت خلاقیت پیدا کنید. خیلی‌ها هستند که حتا بدون این‌که بدانند شما که هستید و به چه فکر می‌کنید، سؤالاتی را مطرح می‌کنند که به شما درایجاد نگرش‌های جدید بسیار کمک می‌کند .


۵٫ مجامع و جلساتی بروید که به رشته‌ی کاری شما مربوطند. در این جلسات فرصت ذهن‌انگیزی با کسانی را دارید که تا حدودی مثل شما فکر می‌کنند . می‌توانید بفهمید که آن‌ها چه‌گونه مسائل را حل می‌کنند.

 این‌جور مواقع معمولا به بینش‌های جدیدی می‌رسید. در هر رشته و تخصصی ممکن است راه‌کارهای زیادی برای حل یک مسأله یا مشکل وجود داشته باشد، که مسلما همه‌ی آن‌ها را نمی‌دانید. این جلسات برای آگاهی شما از دیگر راه‌کارها بسیار مفید است .


۶٫ به کشورهای دیگر سفر کنید. مطالعه‌ی فرهنگ کشورهای مختلف و سفرکردن به آن‌ها فرصت‌های باورنکردنی‌ای به شما می‌دهد. سفرکردن، شما را از محدودیت‌های فکری آزاد می‌کند. بسیاری از موانعی که سر راه خلاقیت قرار دارد، از فرهنگ و آداب و رسوم ناشی می‌شود. سفرکنید و فرهنگ کشورهای مختلف را ببینید. دیدتان نسبت به فرهنگ خودتان باز می‌شود و درباره‌ی آن بیش‌تر و درست‌تر فکر می‌کنید .


۷٫ مهارت‌های شنیداری خود را بالا ببرید. با درست گوش کردن به حرف‌های دیگران مخصوصا افراد مسن‌تر و باتجربه‌تر، چیزهای زیادی یاد می‌گیرید . برای این‌کار اول باید یاد بگیرید بهتر گوش بدهید و دوم یاد بگیرید چه‌گونه بگویید که به شما بهتر گوش بدهند. یعنی توجه شنونده را به خود جلب کنید. شنوندگان خوب، ویژگی‌های خاصی دارند. ببینید چند تا از این ویژگی‌ها را در خودتان سراغ دارید :


• خود را جای طرف مقابل بگذارید. خوب گوش بدهید. بفهمید که منظورش چیست و چه می‌خواهد بگوید .


• بگذارید مخاطب شما بداند که می‌خواهید مسأله موجود را به شکل رضایت‌بخشی حل کنید .


• سعی کنید احساس طرف مقابل را درک کنید. با تمام وجود گوش بدهید .


• هیچ‌کس صددرصد بی‌اشتباه نیست. سعی کنید از گفته‌های طرف مقابل چیزهای درست را پیدا کنید .


• میل سرزنش کردن طرف مقابل را در خود سرکوب کنید. سعی کنید احترام متقابل میان شما از بین نرود .


• رفتار خصمانه و انتقادی یا تدافعی نداشته باشید. بگذارید طرف مقابل بداند شما مایلید به حرف‌های او گوش کنید .


• برای اطلاع بیش‌تر از افکار و احساسات طرف مقابل، از او سؤال کنید .


• با پیام‌های غیر کلامی به طرف مقابل بفهمانید که به حرف‌هایش دارید خوب گوش می‌کنید. مثلا ارتباط چشمی را حفظ کنید .


• اگر خشمگین هستید، از بحث و مشاجره بپرهیزید. در این‌حال سعی کنید فقط موضوع اصلی را دنبال کنید .


• سریع قضاوت نکنید .


• جمله‌های طرف مقابل را تکمیل و یا اصلاح نکنید
 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط محمد رضا جاهد

روش های پرورش خلاقیت

شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر هستند. آلفرد هیچکاک اغلب برای شخصیت پردازی قهرمانان قصه های خود از عنصر خلاقیت بهره می گرفت. به عبارت دیگر هر کدام از شخصیت های داستانی او یک ویژگی خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبی» یک عکاس نشریه به خاطر شکستگی پایش باید مدت ها در خانه بستری شود، اما او بیکار نیست و با لنزهای دوربین ازطریق پنجره عقبی اتاقش، زندگی مردم را می کاود و قصه آنچنان روان و زیبا پیش می رود که در پایان، همان عکاس خلاق به عنوان کارآگاه، یک جنایت واقعی را عریان می کند. افراد خلاق نیز این گونه هستند، آنها مثل افراد عادی به پیرامون خود نگاه نمی کنند. شاید از منظر مردم، برخی از افراد خلاق دچار برخی کاستی ها در حواس باشند، اما اینگونه نیست. آنها به هر پدیده ای به گونه ای دیگر نگاه می کنند.

 «اسماعیل صدیقی پاشاکی» مطلبی را از «استیفن. ب. روبنز» ترجمه کرده است که در پی می آوریم:
خلاقیت را قوه و استعدادی می دانند که تصویرهای ذهنی را به نحوی منحصر به فرد، با هم ترکیب و یا این که رابطه ای غریب و غیرعادی میان آنها ایجاد می کند. البته باید گفت تصویرهای ذهنی نباید فقط نو و بدیع باشند، بلکه باید سودمند و مفید هم باشند. «نورمن مایر» می گوید: « صرف خارق العادگی و یا متفاوت بودن تصویر ذهنی، نشانه خلاقیت و امتیاز آن نیست، چون، چه بسا که آن تصویر ذهنی، نشانه ای از ناهنجاری روانی نیز باشد. عدم درک این تمایز، امکان آن را فراهم می کند که غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطی کنیم. شاخص ممتاز بودن راه حل های خلاق آن است که باید عملی باشند، یعنی این که با واقعیت در پیوند باشند آیا خلاقیت را می توان رشد داد؟ خلاق بودن -یعنی دیدن چیزهایی در عالم و آدم، که به چشم دیگران نیاید- آسان نیست. همین که چیزی را متفاوت از دیگران به تصور درآورید، در زمره افرادی قرار می گیرید که انگشت شمارند. غالباً سازمان ها کسانی را که پایبند دید و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پدیده ها هستند، برنمی تابند. در محیط هایی که تأکید بر همگنی و یکپارچگی است، داشتن نگرش متفاوت با دیگران سهل نیست. اما آیا انسان های خلاق با سایر انسان ها تفاوت دارند؟ آیا توانایی آنها ارثی است یا اکتسابی؟ شواهد دلالت دارند که هم وراثت و هم محیط، در بالندگی و رشد خلاقیت مؤثر است. خلاقیت را باید صفتی پنداشت که هر انسانی به درجاتی بدان موصوف است. آن چه ضروری است، این است که باید زمینه تجلی این قوه را در داخل اعضای سازمان، خاصه در مدیران فراهم کرد. خلاقیت را نمی توان تابع منطق دوتایی و یا مقوله ای دوگانه به حساب آورد. بدین معنا که بگوییم انسان ها یا واجد آن هستند و یا فاقد آن. از سوی دیگر، اگرچه هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، برخی کسان هستند که به علت داشتن توانایی های ذاتی، این قوه را موفق تر از دیگران به کار می گیرند.

 افراد خلاق دارای مشخصه های زیر هستند:
1) به وضع موجود رضایت نمی دهند و طالب تغییر هستند.
2) در دوران بچگی در محیطی با غنای فرهنگی، پرورش یافته اند.
3) در کار اندیشیدن تاجایی که ممکن است، از قالب و چارچوب می گریزند. 
4) اضطراب و دلواپسی شان در کمترین حد است.
 5) استقلال نظر و پویایی بالایی دارند. 
6) استبداد رأی در آنها در کم ترین حد ممکن است. 
7) موضع گیری آنها ناظر بر بازدهی بیشتر است. 
8) تکانه ها و امیال درونی شان با تأکید و تصدیق بیشتر مواجه می شوند.
 9) میزان درگیری ها و تعارضات درونی شان در سطح متعادلی قرار دارد.

به نظر می آید که ویژگی های یاد شده، این حکم را که هر کسی سهمی از قوه خلاقیت دارد، نقض می کند. ولی در واقع چنین نیست، چون ویژگی های یاد شده فقط انسان هایی را وصف می کنند که از قوه خلاقیت بسیار بالایی برخوردارند. تحقیقات انجام شده، نشان می دهد که انسان های بسیار خلاق، با کسانی که دارای قوه خلاقیت متوسط یا کم هستند، تفاوت دارند. «کروپ لی» می گوید: «انسان خلاق در فعالیت های فکری خود نرمش و انعطاف پذیری خاصی دارد. او خود را پایبند حفظ و نگهداری وضع موجود که مطابق با نظر وی نیز هست، نمی کند و پیوسته آماده و مستعد آن است در نظراتش تجدید نظر کند و اما به عکس، آن کسی که اندیشه خود را مطلق می انگارد، اعتقاد آتشین به منطقی و صادق بودن نظراتش درباره جهان دارد. او نه، می خواهد و نه، می تواند مواضع فکری خود را با اوضاع دائم التغییر متناسب کند و محکم به آنچه «به گمان او» درست است، می چسبد. چنین شخصی بر خلاف افراد خلاق، انعطاف پذیری فکری ندارد و بسیار قالبی و کلیشه ای عمل می کند. چنانکه اشاره شد لازم است سازمان ها بستری فراهم کنند تا کارکنان، درجاتی از خلاقیت را که به طور بالقوه از آن برخوردارند، به فعالیت در آورند. برای مثال سازمان های با مشخصات زیر، لزوماً تجلی و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتی مواجه می کنند:

- شغلها، تعاریف محدود و ظریفی دارند.
- روابط اختیار و اقتدار، تعاریف قطعی و انعطاف ناپذیری دارند. 
- رفتار کارکنان، با مجموعه ای مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدایت و کنترل می شوند. 
- روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمی است و قابلیت های فردی کارکنان لحاظ نمی گردند. 
- تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمی یابند. 
- فضای اطلاع رسانی محدود و بسته است. 
- تخصصی کردن کارها در حد افراط به چشم می آید. 
- نظام نظارتی در مورد ثبات، قابلیت پیش بینی و کلیشه سازی امور وجود دارد. 
- بیشتر به پاداش بیرونی که دارای جنبه مادی است اتکا دارند، تا پاداش درونی که در نفس کار پنهان است.

شواهد حکایت از آن دارند که سازمان هایی که انباره ای از بخشنامه ها، آیین نامه ها، خط مشی ها و ساز و کارهای نظارتی دارند نمی توانند امکان آن را بیابند که بر میزان خلاقیت کارکنان خود بیافزایند.

 الف- روش های فردی برای برانگیختن خلاقیت:
1) خلاقیت را می توان با آموختن راه های «خلاق شدن» و پرهیز از کاربرد رهیافت هایی که در حل مشکلات معمول است، زیاد کرد. این روش که به نام «آموزش مستقیم» معروف است بر پایه این فرض قرار دارد که چون افراد گرایش بدان دارند که در حل مشکلات از راه حل های رایج استفاده کنند، این امر آنها را از به کارگیری توانمندی ها و ظرفیت های واقعی شان باز می دارد. بنابراین روش «آموزش مستقیم» که در جستجوی راه حل های بدیع و نو است، زمینه مساعدی برای رشد اندیشه های خلاق فراهم می سازد.

2) روش فردی دیگر «فهرست کردن ویژگی ها» نام دارد. در این شیوه، تصمیم گیرنده ابتدا ویژگی های اصلی مربوط به راه حل های مرسوم را می یابد و سپس هر یک از ویژگی های اصلی را جدا جدا بررسی می کند و آنگاه تا جایی که ممکن است نسبت به تغییر هر کدام از آنها، همت می گمارد و در راستای همین تغییر هر طرحی را ولو آنکه خنده دار نیز باشد، بدون چشم پوشی فهرست می کند و وقتی که فهرست جامعی تهیه کرد و اشکالات را مشخص نمود گزینه های مؤثر و سودمند را انتخاب و بقیه را حذف می کند.

3) خلاقیت را همچنین می توان با جایگزین کردن تفکر عمودی با تفکر افقی یا زیگزاک از قوه به فعل درآورد. تفکر عمودی، قویاً عقلانی و منطقی است و دارای فرایند زنجیره ای است که هر حلقه آن در یک توالی ناگسستنی در پی حلقه پیش از خود می آید. هر حلقه از زنجیره این تفکر، لزوماً باید معتبر و درست باشد. افزون بر آن، تفکر عمودی، فقط چیزی را گزینش و بررسی می کند که ذیربط با موضوع باشد.به عکس آن، تفکر افقی در گستره سطح حرکت می کند و رو به سوی گوشه ها و جوانب دارد و چنین نیست که راه حلی را بپروراند، بلکه به بازسازی و تغییر آن می پردازد. تفکر افقی به صورت فرآیند زنجیره ای نیست. برای مثال انسان ممکن است برای گشودن مشکلی به جای آنکه از محل شروع راه حلی که مرسوم است، آغاز کند، از نقطه آخر آن بیآغازد و سپس به مراحل ماقبل آن برگردد. هر مرحله از تفکر افقی لزوماً درست و معتبر نیست، زیرا چه بسا اقتضا کند از مسیری انحرافی بگذرد تا اینکه به جایی برسد که راه درست، پدیدار و آشکار گردد و در خاتمه اینکه تفکر افقی خود را پایبند اطلاعات مربوط با موضوع نمی کند و به عمد اطلاعات خارج از محدوده یا غیرمربوط را به کار می گیرد تا شیوه جدیدی برای نگرش به مشکل بیابد.

ب- روش های گروهی برای برانگیختن خلاقیت:
بیشترین تلاش در زمینه پرورش خلاقیت را می توان در حوزه کارهای گروهی مشاهده کرد. برجسته ترین شیوه های گروهی برای پرورش خلاقیت عبارتند از: روش طوفان فکری (سیال سازی ذهن)، روش گوردن و روش تلفیقی نامتجانس ها.

1 - روش طوفان فکری:
وجه شباهت روش طوفان فکری و روش گوردن در آن است که شش تا دوازده نفر برای مدت معینی پشت میزی می نشینند و سعی می کنند به طور آزادانه و فارغ از هر گونه عوامل بازدارنده ذهنی تا جایی که امکان پذیر است به ارائه روش ها بپردازند. در این جلسه باب نقد و انتقاد درباره پیشنهادها کاملاً بسته است و تمامی پیشنهادهایی که در جلسه مطرح می کنند، می نویسند تا بعداً راجع به آنها به بحث و بررسی بپردازند و اما وجه تفاوت این دو روش، در آن است که در شیوه طوفان فکری، اعضای گروه درباره مشکل، آگاهی دارند و رئیس جلسه طوفان فکری، مشکل را به روشنی تمام بیان می کند، به گونه ای که همه شرکت کنندگان به درک آن نائل آیند. سپس وی اعضای گروه را موظف می کند تا جایی که امکان دارد ذهنیت خود را درباره مشکل بیان کنند.

2- روش گوردن:
روش گوردن، بر خلاف روش طوفان فکری، فرصت های بیشتری را برای ارائه راه حل های واقعاً بدیع و تازه مهیا می کند. چون که فقط رئیس جلسه از ماهیت دقیق مشکل آگاه است، او به جای اینکه مشکل را به روشنی برای گروه بیان کند، فقط به طور غیرمستقیم بدان اشاره می کند. برای مثال رئیس جلسه در روش طوفان فکری ممکن است مشکل را بدین صورت بیان کند: «مدرسه ما سال آینده فضای آموزشی کافی برای ثبت نام کنندگان احتمالی ندارد.» اما رئیس جلسه در شیوه گوردن ممکن است فقط عبارت های «فضای آموزشی» یا «زیادی تعداد ثبت نام کنندگان» را بگوید. هر چند در روش گوردن، اتلاف وقت، بسیار زیاد است و کمتر ناظر بر هدف است، ولی فرصتی را برای شرکت کنندگان فراهم می کند تا راه هایی را بدون دخالت فلج کننده راه حل های سنتی کشف کنند. این روش به جای آنکه با تعبیر و تفسیر راه حل های موجود، برای اندیشه محدودیتی ایجاد کند، آن را مجاز می کند تا با آزادی کامل جولان دهد و تنها محدودیتی که برای اندیشه حادث می شود ناشی از دلالت های ضمنی کلمه یا کلماتی است که رئیس جلسه در اختیار شرکت کنندگان گذاشته است.

3- روش تلفیق نامتجانس ها:
یکی از مفیدترین راه های رشد قوه خلاقیت، تلفیق نامتجانس هاست و آن شیوه ای است که سعی دارد عناصر متفاوت و بی ربط را با هم تلفیق کند تا از این رهگذر راه حل های تازه ای برای مشکل پیدا کند. بدیهی است که خیلی از مشکلاتی که حادث می شوند، تازگی ندارند. آنچه محل بحث است، این است که مشکل را باید به شیوه ای تازه نگریست. این دیدگاه در جای خود، ظرفیت و امکانی را برای عرضه راه حل های اساساً نو فراهم می کند. برای یافتن نگرش های نو در مورد مشکلاتی که سابقه وقوع دارند، ضروری است که شیوه های آشنای نگاه کردن به مسائل را کنار بگذاریم. روش تلفیق نامتجانس ها به نحو گسترده ای از تمثیل، برای پیدا کردن شباهت ها و همانندی های موجود در کارکرد پدیده ها و روابط میان آنها استفاده می کند. برای نمونه، تمثیل مستقیم، می تواند با مقایسه وجوه شباهت در واقعیات، علم و فناوری، راه حل های تازه ای را کشف کند. «الکساندر گراهام بل» با فهمیدن سازوکار عناصر موجود در گوش و به کار بستن آنها در «جعبه سخنگوی» خود به پدیده ای شگفت انگیز دست یافت. او بعد از اینکه پی برد استخوان های برجسته ای در گوش با غشای نازکی کار می کنند، از خود پرسید چرا قطعه ای محکم و ضخیم از غشا نباید تکه ای از استیل را حرکت دهد. او از درون همین قیاس، تلفن را طراحی کرد.

لیست مطالب مرتبط با خلاقیت:
http://www.newdesign.ir/search.asp?key=%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82&field=title

منبع: http://koobe.blogfa.com/post-11.aspx

تهیه شده در: http://www.newdesign.ir/search.asp?id=344&rnd=4275

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد

از دانش آموزان می خواهیم که بگویند چه کسری از این پاها بدون جوراب هستند !

و چه کسری از این پاها جوراب سفید دارند !

چه کسری جوراب تیره دارند  و ...


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد


نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
نوشته شده در تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390 توسط محمد رضا جاهد
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ
  •